عبد الحي حبيبى
428
تاريخ افغانستان بعد از اسلام ( فارسى )
بودى ، و آن هم به پنج گروه مستحقان بخش شدى : 1 / خود حضرت پيامبر و ازواج او و مصالح عامهء مسلمانان . 2 / خويشاوندان حضرت رسول از بنى هاشم و آل عبد مناف . 3 / يتيمان محتاج بشمول غلام و كنيز يتيم . 4 / مستمندان بىكفاف . 5 / ابناء سبيل و مسافران بىكفاف . « 1 » 3 / فئ : در شرع اسلام فئ ماليست كه از مردم نامسلمان ، بدون جنگ ، در حالت عفو و صلح گرفته شود ، و در ان جزيه و خراج و عشر و غيره داخلست ، و تقسيم آن هم مانند غنايم بر پنج حصه است ، كه يك پنجم ( خمس ) آن در حيات حضرت رسول صلى اللّه عليه و سلم از ان او بود ، ولى بعد از وفات ايشان حق بيت المال گرديد ، كه در اوائل نشر اسلام آن را بين لشكريان اسلامى و مهاجرين و انصار با تساوى بخش كردندى . ولى حضرت عمر ( رض ) براى اين اموال ديوانى نهاد ، و حقوق لشكريان را معين كرد ، كه از بيت المال بديشان پرداخته شدى . يكى از منابع خزانهء فئ پولى بود بنام جزيه كه از تمام مردان غير مسلمان ( بدون شيخ فانى وزن و كودك ) از ملل نصارى و يهود و مجوس و بتپرستان عجم ( به استثناء بتپرستان و مرتدان عرب ) اخذ شدى . اين رسم جزيه گرفتن از زمان قديم در ملل ديگر هم رواج داشت ، و در قرن پنجم قبل از ميلاد ، يونانيان آتن ، بر سكنهء سواحل آسياى كوچك جزيه را نهاده بودند ، و بعد از ان رومانها نيز از ملل مغلوبهء خويش جزيه گرفتندى . و حتى بقول ابن اثير در عهد نوشيروان از عامهء مردم باندازهء توان ايشان 12 يا 8 يا 6 يا 4 درم گرفته شدى ، كه نام جزيه هم در عربى از گزيت پارسى آمده است . حضرت عمر درجات اخذ جزيه را چنين نهاده بود ، كه امام ابو حنيفه نيز بدان حكم
--> ( 1 ) - تاريخ تمدن اسلامى 1 / 166 و ماوردى 127